این نوشته برای اونی هست که من خیلی دوستش داشتم وعاشق هم بودیم, ولی الان فوت شده وبین ما نیست. ( لطف کنید بخونید بعد نظربدید!) وقتی دیدمت برام عادی بودی..ولی وقتی نگام میکردی برق چشات دیوونم میکرد.. یواش یواش دیدم دارم بهت علاقه پیدا میکنم.. چند روز یه بار میومدم پیشت و بهت سر میزدم.. اولش اصلا حرف همدیگرو نمیفهمیدیم ولی بعد از مدتی با حرکات چشات ورفتارت میفهمیدم که چی میخوای و چی میگی.. هر وقت از دور میدیدمت میخواستم هیکل نازتو ستایش کنم و تمام بدنتو بوسه بزنم اما نمیتونستم..میدونی چیه؟ الان که بین ما نیستی انگار یه چیزی کم دارم، انگار یه گمشده دارم و همش دنبالش میگردم. ولی وقتی یادم میفته که اون گمشده چی هست و من دنبال چی هستم، دیگه ناامید میشم و میفهمم که فکرو خیال دیگه فایده ای نداره وافسوس میخورم.. حیف، حیف که پیشم نیستی. دلم میخواست اون جور که خودم میخواستم بارت بیارم ولی حیف که از پیش ما رفتی.. الان که دارم این نوشته رو برات مینویسم یاد اون خاطره های شیرین میفتم و واقعا بغض ته گلومو میگیره! واقعا افسوس... یادم میاد که اومدم ببینمت ولی دیدم نیستی.. گشتم دنبالت. این ور اونور، ولی انگارآب شده بودی ورفته بودی تو زمین. وقتی از بابام سراغتو گرفتم گفت سرتو بریده !((((چی شد؟؟)))) آره اون با این حرفش تمام امید منو به یاس تبدیل کرد. به بابام گفتم یه بار دیگه بگو؟ چی گفتی؟ گفت سرشو بریدیم گوشتشم تقسیم کردیم..چه طور مگه؟؟ هیچی نگفتم و فقط سرمو انداختم پایین و اومدم.. واینجا هر چی بین من و تو بود تموم شد....." تو قلب منی ماریا" ~-----------~----------~------------~----------------------- عزیزان این نامه ای بود برای گوسفند بابام که اسمشو ماریا گذاشته بود که بین منو اون یک عشق پایدارشکل گرفته بود اما متاسفانه بابام سرشو برید!! آخه بگو مرد، با این حیوون زبون بسته چی کار داشتی؟ هان؟ داشت زندگیشو میکرد دیگه!! من با اون هزار تا عهدو پیمون بسته بودم ولی بابام اصلا توجه نکرد و سرشو برید.. خب دیگه کاریش نمیشه کرد .. من ازنظرروحی دچارمشکل شدم شکست سختی تو عشق خوردم!! شماهام پاشید برید ببینم..میخوام به درد خودم بسوزم و بسازم..فعلا خدافظ.....
ایشالا اون دنیا بهش برسی.به قول الهام :dکف کردم از این عشق زیبا و پایدار.بهش وفادار می مونی که؟؟؟
اِ من فکر کردم مرغ بوده!!
نگفتی گوسفنده نر بود یا ماده.....؟
Man kolli gerye kardam
اول که تیتر خوندم گفتم لابد منظورت با منه ولی یادم اومد من که هنوز نمردم که ... گفتم لابد یه کلکی هست .... فکر کردم منظورت گربه هست . ای امان از عاشقی . خیلی ..قلبم درد گرفته صابر . تو نمیدونی من ضعیفم طاقت این داستانای عشقی رو ندارم !! برا همینم کم فیلم میبینم کلا . راستی برو جواب نظری رو که برام گذاشتی رو بالای نظرت بخون ... حال کن .... اون بالا چیه هی من من کردی . اون اولا هی لای لای لای کرده بودی یه بارم بنویس فاریا ... :دیمام دل داریم اخه ... :دی
ممنونم که به ناهه سرزدی عزیز.
سلام . اقا تشکر از اینکه به من سر زدی .
ای بابا یعنی این همه وقت سر کار بودیم ؟
عجب عشق خانمان سوزی بوده ......... منکه از سوزش کباب شدم!
آه صابر! صابر! چه کشیدی تو پسر!!!!!!!!!!!!
آی بچه پررو لینک ستاره دارت اینه؟ همه که ستاره دارن :( آهنگت خیلی باحاله
وای این چی بود دیگــــــــــه؟!من که کم مونده بود اولاش گریم بگیره!ولی آخرش بد جوری ضد حال بود!راستی می تونی رمان نویس ماهری بشی!به منم سر بزن.مرسی.بای
آخی طفلی صابر صابر عاشق صابر خسته صابر تنها صابر شکست خورده :)):)):))
گولی منگولی به روز شده .
سلام وبلاگه جالبی داری دمت گرم پیش ما هم بیا اگه هم خواستی تبادل لینک ولوگو بکنیم
سلام ... کلی خندیدم ... خیلی باهال بود ... از حرف فاریا بیشتر خندیدم ...
یخخخخخخ کنی !!